الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
80
علل الشرايع ( فارسي )
بزرگ و آن همان كوهيست كه پسر حضرت نوح گفت : پناه ميبرم و بالا ميروم بكوهى كه مرا از غرق شدن حفظ نمايد ، و در آن زمان روى زمين كوهى بلندتر و بزرگتر از آن نبود ، خداوند به آن كوه خطاب فرمود كه : آيا ( بندهء گناهكار من اگر به تو پناه بياورد ) او را پناه ميدهى ، كوه ( از هيبت آن خطاب ) در هم شكست و از جاى كنده شد و مانند ريگ گرديد و پاشيده شد در بلاد شام و در جاى آن كوه درياى بزرگى پديد آمد ، و آن را درياى - نى - ميناميدند و پس از مدتى خشك شد ، و مردم آنجا را ، نىجف ميگفتند ، يعنى درياى خشك شده ، و اين لفظ در السنه و افواه مردم بود تا در اثر كثرت استعمال مخفف گرديد و آن را نجف ناميدند . باب بيست و هفتم علت آنكه حضرت نوح بر قوم خود نفرين كرد 1 - حديث كرد ما را . . . از حنا بن سدير « 1 » از پدرش كه گفت عرضكردم به حضرت باقر عليه السّلام : چرا حضرت نوح بر قوم خود نفرين كرد و گفت : پروردگارا باقى مگذار بر روى زمين از كافران ديارى را ، زيرا اگر آنها را باقى و زنده بگذارى گمراه ميكنند بندگان ( نيمه پاك و سست ايمان ) تو را ، و هم از ايشان جز فرزند فاجر و كافر متولد نشود . فرمود : چون آن حضرت ميدانست كه ايمان نمىآورند ( نفرين كرد ) گفت عرضكردم كه چگونه و از كجا ميدانست . فرمود : وحى به او شده بود كه جز همين افرادى كه ايمان آوردهاند ديگر كسى از قومت ايمان نخواهند آورد ، براى اين جهت بود اين چنين نفرين در حقشان نمود
--> « 1 » حنان ( بتشديد نون حنا ) بن سدير ( بفتح سين بر وزن شريف ) حكيم بن صهيب مكنى بابى الفضل الصير في الكوفى از صحابه حضرت صادق عليه السّلام و كاظم عليه السّلام و واقفى است و در ضعف و موثق بودنش اختلافست